خانه / قران كريم / شیخ حسنعلی نوخودکی

شیخ حسنعلی نوخودکی

شیخ حسنعلی نوخودکی

نقل کرامات از جناب شیخ حسنعلی نخودکی بیش از سایر اولیاء می باشد که بیش از صد مورد از آن هم در کتاب نشان از بی نشانها(ج۱وج۲)آمده می است و خواهد بود.آن بدین دلیل می باشد که ایشان باب حضرت علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام)در مشهد مقدس بودند و همچنین اکثر آن کرامات نیز حواله ی حاجات زائران حضرت بود که حضرت به ایشان می سپردند.چرا که مقام خود حضرت رضا(علیه السلام)فوق بروز آن قبیل خوارق می باشد، شامل شفا و همچنین گره گشایی و همچنین…و همچنین شاید در صورتی که نبود مأموریت جناب شیخ از حضرت رضا(علیه السلام)، ده مورد نیز از جناب شیخ به ما نمی رسید و همچنین ایشان نیز زیرا و به درستی که سایر عرفا در گمنامی می ماندند.فردی یا شخصی از یکی از اولیاء پرسید:

چرا جناب شیخ حسنعلی نخودکی آن قدر اهل ریاضت بودند؟در حالی که طی منازل،آن هم هم جهت عارفی بدین عظمت نیازی به آن ریاضات نداشت؟….
مختصری از زندگی نامه
ولادت
شب دوشنبه یا جمعه۱۵ذی القعده۱۲۷۹ه.ق صدای گریه نوزادی از منزل و خانه علی اکبر اصفهانی برخاست تا نویدی باشد بر اهل عالم که زمین را کوهی رفیع آمد و همچنین زمان را عارفی عظیم.از آن هم کودکی تحت تربیت عارف کامل حاج محمد صادق تخت فولادی قرار می گیرد.استعدادش از آن هم کودکی ظاهر بود و همچنین از بازی های کودکانه فاصله می گرفت و همچنین از۷سالگی گاه و همچنین بیگاه روزه دار بود.آن هم ایام، روزی همراه پدرش از جایی عبور می کرد که به استادش می رسد.حاج صادق تخت فولادی قدری نبات کف دست داشت و همچنین به ایشان تعارف کرد و همچنین فرمود:((بخور حسنعلی)) و همچنین ایشان بدون معطّلی خورد.پدرش گفت:
حسنعلی مگر روزه نبودی؟گفت:((بله، ولی روزه من مستحبی بود و همچنین امر استاد واجب!)) استاد لبخندی زد و همچنین فرمود:((آفرین، به هر جایی که می خواهی می رسی!))
تحصیلات
متأسفانه عمر استاد به پایان می رسد و همچنین حسنعلی استادش را از دست می دهد.تا یازده سالگی در اصفهان به کسب علوم متنوع و گوناگون و مختلف و همچنین ریاضات شرعیه می پردازد و همچنین سپس جهت تکمیل دروس به نجف می رود. مدتی نزد علمای نجف شامل حضرت آیت الله سید مرتضی کشمیری، به تحصیل علوم ظاهر و همچنین باطن و همچنین تزکیه و همچنین تربیت نفس می پردازد و همچنین دوباره به اصفهان رفت و آمد و مراجعه می کند.ایشان از سالهای۱۳۰۳تا۱۳۲۹ه.ق چندین مسافرت به مشهد مقدس می نمایند.
وفات
سر انجام صبح روز یکشنبه۱۷شعبان۱۳۶۱ه.ق شیخ خندید و همچنین عالم گریست، شیخ روز وصال را جشن داشت و همچنین عالم روز فراغ ازاین اَبَر مرد خداوند تبارک و تعالی را عزا.
پیکر مطهرشان را در زیر پای زائران رضوی، در صحن انقلاب طبق فرمایش خودشان(به دلیل مکاشفه ای بود که در قسمت و بخش کرامات آورده شده) دفن نمودند.
هنوز که هنوز می باشد بسیاری از حاجات زائران توسط حضرت رئوف، علیّ بن موسی الرضا(علیه السلام) به ایشان حواله داده می می شود و همچنین بسیاری از گره ها را به اشاره ای می گشایند.
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا می شود گوشه ی چشمی به ما کنند!
خاطرات وکرامات
کرامت، واژه ای که جهت دوست و همچنین ولیّ خداوند تبارک و تعالی اهمیتی ندارد و همچنین در صورتی که نبود امر هدایت خلق و همچنین امر خداوند، شاید ایشان هرگز به آن هم توجهی هم نمی کردند و همچنین تو ای مخاطب گرامی، مپندار که آن کرامات در چشم اولیاء خداوند تبارک و تعالی ذره ای می ارزد، بلکه ایشان جز خداوند تبارک و تعالی هدفی ندارند و همچنین در صورتی که چند موردی هم از ایشان خوارق عادت شنیدی،بدان که اطاعت امر کرده اند و همچنین یا حواله ای از معصومی را اجرا نموده اند.
لذا نقل کرامات از جناب شیخ حسنعلی نخودکی بیش از سایر اولیاء می باشد که بیش از صد مورد از آن هم در کتاب نشان از بی نشانها(ج۱وج۲)آمده می است و خواهد بود.آن بدین دلیل می باشد که ایشان باب حضرت علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام)در مشهد مقدس بودند و همچنین اکثر آن کرامات نیز حواله ی حاجات زائران حضرت بود که حضرت به ایشان می سپردند.چرا که مقام خود حضرت رضا(علیه السلام)فوق بروز آن قبیل خوارق می باشد، شامل شفا و همچنین گره گشایی و همچنین…و همچنین شاید در صورتی که نبود مأموریت جناب شیخ از حضرت رضا(علیه السلام)، ده مورد نیز از جناب شیخ به ما نمی رسید و همچنین ایشان نیز زیرا و به درستی که سایر عرفا در گمنامی می ماندند.فردی یا شخصی از یکی از اولیاء پرسید:
چرا جناب شیخ حسنعلی نخودکی آن قدر اهل ریاضت بودند؟در حالی که طی منازل،آن هم هم جهت عارفی بدین عظمت نیازی به آن ریاضات نداشت؟
در پاسخ فرمود:((جناب شیخ به جایِ، و همچنین جهت عالم سلوک می نمود. حتی جهت آسانی طی منازل بعضی سالکان طریق حق، ایشان جور می کشیدند و همچنین ریاضت عالم را به دوش حمل داشتند.))
و همچنین زیرا و به درستی که داستانهای آن کرامات خیلی زیاد زیاد اند،ما در اینجا به آوردن اندکی کفایت کرده و همچنین از آوردن ما بقی خودداری می نماییم.امید می باشد همین چند مورد دلیلی باشد بر عظمت مقام عارفان بالله در مذهب تشیع.
بخوان
کربلایی رضا کرمانی، موذن حرم رضوی نقل می کنند:
بعد از وفات حاج شیخ هر روز به مزار ایشان رفته و همچنین فاتحه می گفتم.یک روز در همانجا خواب بر من چیره شد و همچنین در عالم رویا جناب شیخ را دیدم و همچنین ایشان به من فرمودند:
((کربلایی، چرا جهت ما سوره یاسین و همچنین طاها نمی خوانی؟))عرض کردم:آقا من سواد ندارم.فرمودند:((بخوان!)) و همچنین آن جمله را سه بار فرمودند.از خواب بیدار شدم و همچنین دیدم تمام یاسین و همچنین طه در سینه ام هست و همچنین من آنها را حفظم! از آن هم پس هر روز بر سر مزارشان آن دو سوره را می خوانم.
مرا اینجا دفع کنید
جناب شیخ وصیت کردند که ایشان را زیر پای زوّار حضرت رضا(علیه السلام) در صحن انقلاب حرم مطهر دفن کنند.علّت آن بود که روزی جناب شیخ در عالم مکاشفه امام و پیشوا رضا(علیه السلام)را با شوکت و همچنین سلطنت در آن هم مکان که مزار شیخ می باشد می بینند و همچنین حضرت بر سر تمام زائران که وارد می شدند دست رحمت می کشیدند.
عده ای با صورت حیوانات می آمدند و همچنین بعد از اشاره حضرت دوباره صورت انسان به خود می گرفتند و همچنین عده ای هم با صورت انسان آمده و همچنین مورد رحمت خاصّه حضرت قرار می گرفتند.ایشان که در آن صحنه رحمت خاصّ حضرت را دیدند، وصیت فرمودند تا در آنجا دفن شوند.
باک را نگاه نکن
یکی از رانندگان مشهد مقدس نقل می کند:
در مسیر بودیم که ناگهان بنزین تمام شد و همچنین من و همچنین مسافران که در بین آنها شیخ حسنعلی نخودکی هم بودند، به ناچار پیاده شدیم.من مجبور بودم فاصله بسیاری را پیاده رفته تا به جاده اصلی برسم تا در صورتی که بشود از کسی بنزین بگیرم.
شیخ که اوضاع را حساس دیدند به من فرمودند:((سوار شو و همچنین استارت بزن))
من عرض کردم:آقاجان، بنزین ندارد.
ایشان باز فرمودند:((تو استارت بزنید، روشن می می شود.))
من استارت زدم و همچنین در کمال تعجب روشن شده است.ایشان فرمودند:
((تا هنگام و زمانی که که به باک دست نزنی و همچنین نگاه نکنی ماشین تو به بنزین مستلزم و نیاز نخواهد داشت!))همینطورهم شد و همچنین من۱۵روز تمام هر کجا که می شد رفتم و همچنین اندکی هم مشکل پیش نیامد.روزی من کنجکاو شدم و همچنین با خود گفتم نگاه کنم ببینم شیخ در آن باک چه چیزی قرار داده اند؟باز کردم و همچنین دیدم همچنان باک خالی می است و خواهد بود.ولی باید توجه داشت ماشین من هم دوباره نیازمند بنزین شد!
چیزی گم کرده بودی؟
فرزند جناب شیخ می نامند:
روزی از مسیری عبور کردم و همچنین در راه چشمم ناگهان در یک کالسکه به زن بی حجابی افتاد و همچنین سرم را برگرداندم.هنگام و زمانی که به خدمت پدرم رسیدم، فرمودند:
((چرا مراقب نگاهت نبودی؟!))من عرض کردم:چشمم افتاد، قصدی نداشتم، فرمودند:
«مگر چیزی گم کرده بودی که سرت اینطرف و همچنین آنطرف می چرخید؟!»
آن خرما ها را به او بده
در نشان ازبی نشان ها آمده می باشد: روزی فردی یا شخصی به حاج شیخ عرض کرد:
عروسم بچه دارنمی می شود و همچنین پزشکان هم گفته اند او به دلیل نقص تناسلی نمی تواند بچه دار می شود.ایشان چند خرما به آن هم مرد دادند و همچنین فرمودند:
((اینها را به او بده بخورد،خداوند به آنها فرزند می دهد!))
مرد عرض کرد:آقا، او اصلاً قادر به بچه دار شدن نیست.
فرمودند:((تو فرزند می خواهید، دیگر چکار به مابقی کار دارید؟))
خرماها را به او دادم و همچنین شد آنچه که فرموده بودند!
بگو شیخ گفت: بروید کنار!
فرزند جناب شیخ می نامند:
شب عید فطر، آقا به من فرمودند:((به پشت بام برو و همچنین ماه را رویت کن))
من رفتم و همچنین دیدم هوا ابری می باشد و همچنین ماه دیده نمی می شود.آمدم و همچنین عرض کردم:پدر جان، هوا ابری بود.فرمودند:
((خوب به آنها می گفتی کنار روند!))
من عرض کردم:من به آنجا نرسیدم که عالم به حرفم گوش کند!
فرمودند:((بگو شیخ گفت: بروید کنار!))من دوباره به پشت بام رفتم و همچنین اشاره کردم و همچنین پیغام را دادم و همچنین ناگهان ابرها کنار رفتند و همچنین من ماه را دیدم!
خُب درد نکند!
روزی در کلاس درس حاج شیخ، یکی از طلبه ها ناگهان فریاد کشید:آی، عقرب مرا نیش زد و همچنین داد وبیداد کرد.جناب شیخ فرمودند:((چقدر سرو صدا می کنی؟مگر حالا چه شده؟))
طلبه گفته استآخه درد می کنه. آقا فرمودند:
((خُب درد نکنه!)) و همچنین آن هم لحظه تمام درد ازبین رفت و همچنین طلبه آرام شد!
شفای عقرب گزیده با یک اشاره
حضرت آیت الله فاطمی نیا می فرمایند:
جناب شیخ حتی افرادی را که عقرب سیاه می گزیدند به یک اشاره دست کشیدن شفا می دادند!حتی بنده خبر دارم که قسمتهای آخر، عقرب گزیده می آوردند و همچنین محل گزش را به درب منزل شیخ می مالیدند و همچنین بیمار شفا می گرفت و همچنین می رفت!
تو عقرب سیاه شاید ندیده باشید،ولی باید توجه داشت همین قدر بدانید که یک بار در جایی که بنده هم بودم، عقرب سیاه کسی را نیش زد!بعد از مدت کوتاهی مُرد و همچنین خودم نماز میت او را خواندم!
ببر و همچنین به سادات برسان
فرزند شیخ می نامند:
در یک روز برفی پدرم مقداری پول به من داد و همچنین فرمودند:
((بِبَر و همچنین به دو نشانی از سادات برسان))من عرض کردم:
از گرگها می ترسم.فرمودند:((نترس و همچنین برو،چیزی نخواهد شد، نصف پول را به فلان سید برسان که ۴ روز می باشد غذا نخورده و همچنین نصف دیگر را به فلان سادات برسان که۳ روز می باشد چیزی نخورده می باشد!))من مَرکبی تهیه کردم و همچنین به شهرستان رفتم و همچنین پولها را به آن هم دو نشانی رساندم.جذاب و جالب آنکه نه در راه گرگی دیدم و همچنین نه خطری.آن هم دو خانواده هم طبق فرمایش پدرم به ترتیب چهار و همچنین سه روز گرسنه بودند!
پذیرایی را عوض کنید
روزی چند تن از مسئولین و همچنین رجال شهرستان به دیدارجناب شیخ می آیند و همچنین ایشان دستور می دهند:
((آن هم خرماها را بیاورید!))آن هم مسئولان که دیدند شیخ تنها با چند عدد خرما از آنها پذیرایی کردند، کمی ناخوش و غمگین شدند و همچنین در قلب آن ناراحتی را با خود اظهار می کردند.در آن وقت شیخ فرمودند:
((خرماها را ببرید واز میهمانان با میوه پذیرایی کنید)) بعداً شیخ فرمودند:
((آنها لایق آن خرماها نبودند، بر هر خرما هزار حمد خوانده و همچنین دمیده بودم!))
بگیر و همچنین مودب باش!
طلبه ای به مشهدمقدس آمده و همچنین بعد از مدتی پولش تمام شده و همچنین جهت بازگشت پولی نداشته می باشد. به حرم رفته و همچنین عرض می کند که:آقاجان، من زائر تو بودم، ولی حالا جهت بازگشت پولی ندارم.فلان قدر پول می خواهم تا هم چند روز اکثرا و بیشتر بمانم و همچنین هم به وطنم برگردم.(مبلغ، مبلغ قابل توجهی بود)
ولی باید توجه داشت دید خبری نشد و همچنین پولی نرسید.ناخوش و غمگین شد و همچنین دوباره به حرم رفت و همچنین رو به ضریح گفت:
آقاجان، در صورتی که پول رساندید که ممنونم، ولی در صورتی که نرساندید هنگام و زمانی که به شهرم رسیدم گوشه ای یادداشت می کنم که علی بن موسی الرّضا(علی السلام) سائلی را دست خالی رد کرد! آن را گفت و همچنین رفت.در راه پیرمردی او را صدا زد فرمود:((بیا آن پاکت را بگیر و همچنین مودب باش و همچنین با امام و پیشوا رضا(علیه السلام)اینطور صحبت نکن!)) آن را گفت و همچنین رفت.پاکت را باز کرد و همچنین دید دقیقاً آن هم مقدار بود که می خواست! با خود گفت که:
آن هم پیرمرد که بود که از تمام سّر من آگاه بود؟
به حرم بازگشت و همچنین از خادمین پرسید و همچنین به او گفتند او جناب شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی بود و همچنین نشانی شیخ را به او دادند.نزد شیخ رفت و همچنین پرسید:
آقا جان، تو چگونه و چطوری از تمام ماجرا آگاه بودید؟شیخ فرمودند:
((تو پول می خواستید که گرفتید، دیگر به مابقی ماجرا کاری نداشته باشید!))
تو برو، من می گویم بروند!
روزی یکی از کشاورزان منطقه، نزد شیخ آمد و همچنین گِله کرد که:آقا، ملخ به شدت هجوم آورده و همچنین تمام محصولات زمینهای اطراف را خورده. به زمین من هم رسیده اند.
تمام زندگی من همین محصولات می باشد که در صورتی که از بین بروند من دیگر چیزی ندارم.جناب شیخ فرمودند:((تو بروید من می گویم بروند!))کشاورز اندکی در قلب خود تردید کرد، ولی رفت و همچنین هنگام و زمانی که به مزرعه رسید با کمال تعجب دید که ملخها تنها و فقط از علفهای هرز خارج زمین ارتزاق می کنند و همچنین حتی یک ملخ هم در مزرعه نیست!
بهتر از کیمیا!
از حضرت آیت الله شبیری زنجانی نقل شده می باشد:
در سفری که امام و پیشوا خمینی(ره)به همراه پدرم به مشهد مقدس رفته بودند، امام و پیشوا با جناب حاج شیخ حسنعلی نخودکی دیداری می کنند و همچنین رو به گنبد می کنند و همچنین می نامند:
((حاج شیخ، تو را به امام و پیشوا رضا، در صورتی که علم کیمیا دارید به ما هم بدهید.))
حاج شیخ به امام و پیشوا که آنزمان جوانی حدود سی و همچنین اندی ساله بودند می فرمایند:
((در صورتی که ما آنرا به تو بدهیم و همچنین تو تمام کوه و همچنین دَر و همچنین دشت را طلا کردید،آیا قول می دهید به جا بهره بری و استفاده کنید و همچنین در هر جایی به کار نبرید؟))
امام و پیشوا فکری می کنند و همچنین می نامند:((نه، قول نمی توانم بدهم.))
حاج شیخ می فرمایند:((حالا که نمی توانید آنرا حفظ کنید، من بهتر از کیمیا را به تو می دهم: بعد از نمازهای واجب، یک بار آیه الکرسی را تا ((هو العلی العظیم)) بخوان و همچنین بعد تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها)را بگو،سپس سه بار سوره توحید را بخوان و همچنین بعد سه صلوات بفرست، و همچنین بعد سه بار آیه مبارکه((و همچنین من یَتَّقِ الله یَجٌعَل لَّهُ مخرجاً… آیات۲و۳سوره طلاق))را بخوان که آن از کیمیا برایتان بهتر می باشد!))
توضیح آنکه:علم کیمیا علمی می باشد که دارنده آن هم می تواند به اذن الله، اشیاء را طلا کند، بی آنکه از اسباب ظاهریه و همچنین یا از علوم تجربی بهره بری و استفاده کرده باشد. توجه می شود که گویا آن قبیل دستورات عمومی نبوده و همچنین دستوری اختصاصی بوده می باشد!
ویژگی های اخلاقی
نماز شیخ
ایشان مجذوب و همچنین محو در نماز بودند.شبی برفی یکی از خادمان حرم رضوی با ایشان کاری داشت و همچنین زیرا و به درستی که می دانست ایشان جهت عبادت معمولاً به پشت بام می روند، به آنجا رفتند و همچنین دیدند که ایشان در رکوع اند وبازگشتند تا چند ساعت دیگر خدمت برسند.برف شدیدی می بارید.حدود دو ساعت بعد دوباره به آنجا رفتند و همچنین دیدند که حدود سی سانتی متر بر پشت شیخ برف نشسته و همچنین جناب شیخ هنوز در آن هم رکوع اول غرق خواهند بود!
حرارت عشق
حضرت آیت الله فاطمی نیا می فرمایند:
ایشان معمولاً عادت داشتند در سرما و همچنین گرما، بیرون از منزل و همچنین در هوای آزاد عبادت کنند.روزی یکی از نزدیکان می پرسد:
تو با آن سرما آیا سردتان نمی می شود که در آن هوا عبادت می کنید؟شیخ دست او را به سینه اش می چسباند و همچنین او از شدت حرارت دست خود را کمی عقب می کشد و همچنین شیخ با نوعی حالت عجیب می فرمایند:
((آیا محّبت و همچنین حرارت ناشی از عشق و همچنین ذکر خداوند تبارک و تعالی از چهار تا زغال پاره کمتر می باشد؟!!!))
آتش عشقم بسوخت، خرمن طاعات را سیل جنون در ربود، رخت عبادات را
پیشامد جدید عشق نیست ، در خور شرح و همچنین گفتن بِه که به یک سو نهند، لفظ و همچنین عبارات را
خاک نشینان عشق، بی مدد جبرئیل هر نَفسی می کنند، سیر سماوات را
دامن خلوت زدست،کِی دهد آنکس که یافت در دل شبهای تار، شوق مناجات را؟
وحدت از آن پس مده، دامن رندان زکف رو به خرابات کن، جمله ی اوقات را
حساسیت بر نمازها
جناب شیخ می فرمایند:
((در تمام عمر تنها یک نماز صبح من قضا شد که به خاطر آن هم هم خداوند فرزندم را که جدید و تو و تازه به دنیا آمده بود از من گرفت و همچنین در عالم کشف به من گفتند:«آن فرزندت به جای آن هم نمازت که قضا شد!»
از آن هم پس مراقبم که حتی نماز شبی هم از من قضا نشود!))
توضیح آنکه:هر چه مقام انسان بالاتر رود، حساسیت خداوند در محاسبه، اکثرا و بیشتر می گردد و همچنین لذا مقام ایشان اقتضا می نمود که به دلیل آن اشتباه چنین اتفاقی بیفتد.آن هم هم نه بخاطر آنکه خداوند به نماز بندگان مستلزم و نیاز داشته باشد، بلکه به آن خاطر که مستلزم و نیاز شیخ در مراتب سلوک به سمت خداوند تبارک و تعالی، در حساسیت به طاعاتش بود، آن عتاب هم از سمت خداوند، از روی مهربانی او بود تا اجازه ندهد شیخ از مسیر کمال مطلق عقب بماند.
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه در ظاهر نویسند،شیر،شیر
آن یکی شیر می باشدکه آدم می خورد
آن هم یکی شیر می باشد که آدم،می خورد
و همچنین نیز:هر که بامش بیش برفش اکثرا و بیشتر!
رمز موفقیت
حضرت آیت الله فاطمی نیا می فرمایند:
استاد بنده حدود۶ماه با جناب حاج شیخ حسنعلی نخودکی با هم در یک حجره زندگی می کردند.روزی ازایشان می پرسند:((دلیل و همچنین رمز موفقیت تو در امر سلوک چه بود؟))
جناب شیخ پاسخ می دهند:((نورهایی را که از اعمال نیک بدست می آورم را خرج نمی کنم!))
یعنی با اعمال بد آنها را هدر نمی دهم!
خدمت به سادات
سعی آن هم بزرگوار در تمام عمر خدمت به سادات و همچنین ذریّه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود و همچنین خودشان نیز می فرمایند:
((من به هر کجا رسیدم از خدمت به سادات بود.))
 
منبع
جدید و تو و تازه ترین در مورد قرآن کریم: شیخ حسنعلی نوخودکی

مطلب پیشنهادی

نمودار درختی سوره های قرآن کریم (تفسیر ساختاری) سوره صف تا طلاق

نمودار درختی سوره های قرآن کریم (تفسیر ساختاری) سوره صف تا طلاق سلام شیوه جدیدی …