خانه / شهدا و دفاع مقدس / معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

بـه نـام نـامـی الـلـه، یـگـانـه پـاسـدار خـون شـهـیـدان

فکه یادآور نام چهار عملیات می باشد :

۱ – عملیات والفجر مقدماتی ( ۱۸ بهمن ۱۳۶۱ )

۲ – عملیات والفجر یک ( ۲۰ فروردین ۱۳۶۲ )

۳ – عملیات عاشورای سه ( ۲۵ مرداد  ۱۳۶۴ )

۴ – عملیات ظفر چهار ( ۲۸ آبان  ۱۳۶۶ )

فکه روایت سرزمینی می باشد که رمل های آن هم پیکر خونین بسیاری از عزیزان آن سرزمین را کفن شده می باشد .

آن زمین همچنین و علاوه بر آن هم که مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان اسلام می باشد ، شاهد شهادت فرمانده پهناور و بزرگ جنگ ، شهید حاج حسن باقری و همچنین شهید مجید بقایی بوده می باشد .

فکه عطشگاه شهیدان

%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87 %D8%AF%D8%B1 %D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87 %D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

===============================================

نـقـشـه راهـهـای مـنـاطـق عـمـلـیـاتـی در خـوزسـتـان

روی عـکـس  زیـر  کـلـیـد  کـنـیـد

%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87 %D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C %D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82 %D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C 1 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
map manategh amalyati 5366 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
%D9%81%D9%80%DA%A9%D9%80%D9%87 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
%D9%81%D9%80%DA%A9%D9%80%D9%87 2 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87 %D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C %D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82 %D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C 2 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

635292621447194187 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
Maghtal7 20060926 1888832763 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )
%name معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 1  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 2  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 3  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 4  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 5  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 6  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 7  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 8  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 9  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 10  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 11  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 12  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 13  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 14  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 15  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 16  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 17  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 18  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 19  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 20  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 21  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 22  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 23  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 24  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 25  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 26  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 27  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 28  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 29  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 30  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 31  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 32  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 33  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 34  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 35  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 36  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 37  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 38  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 39  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 40  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 41  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 42  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 43  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 44  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 45  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 46  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 47  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 48  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 49  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 50  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 51  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 52  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 53  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 54  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 55  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 56  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 57  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 58  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 59  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

 60  معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

===============================================

فـکـه یـادآور نـام چـهـار عـمـلـیـات اسـت :

۱ – عـمـلـیـات والـفـجـر مـقـدمـاتـی ( ۱۸ بـهـمـن ۱۳۶۱ )


۲ – عـمـلـیـات والـفـجـر یـک ( ۲۰ فـروردیـن ۱۳۶۲ )

۳ – عـمـلـیـات عـاشـورای سـه ( ۲۵ مـرداد  ۱۳۶۴ )

۴ – عـمـلـیـات ظـفـر چـهـار ( ۲۸ آبـان  ۱۳۶۶ )

===========================================

در سه عملیات فتح المبین ، طریق القدس و همچنین  والفجر مقدماتی ، با عبور از رملها به دشمن حمله شد که در دو عملیات اول آن مسأله رمز موفقیت بود… ولی باید توجه داشت عملیات والفجر مقدماتی ، خاطره تلخی را در پی داشت.

===========================================

کانال کمیل در منطقه فکه :

Kanale Koumeil%202233 5423 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

فدای لب تشنه ات پسر فاطمه (س)


عصر
بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال
داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل کانال تنها و فقط دود بلند می شد
ومرتب صدای انفجار می آمد. ولی باید توجه داشت من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم
شرایط خیلی زیاد بدتری از آن را هم سپری کرده، نزدیک غروب شد.
من دوباره
با دوربین به کانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و همچنین در حال
حرکت می است و خواهد بود.با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه فرد یا شخص در حال دویدن به
سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و همچنین بلند می شدند وزخمی وخسته به
سمت ما می آمدند .معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و همچنین بچه ها را صدا
کردم.به بقیه هم گفتم تیراندازی نکنید.بالاخره آن هم سه فرد یا شخص به خاکریز ما
رسیدند.
پرسیدم:از کجا می آیید.
حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها
خواست . سریع قمقمه رو به او دادم.دیگر غیره ای هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش
می لرزید. وسومی بدنش غرق به خون بود. هنگام و زمانی که سرحال آمدند گفتند:از بچه های
کمیل خواهند بود.
با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟
در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفته استفکر نمی کنم کسی غیراز ما زنده باشد.

هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:آن پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟
باهمان بی رمقی اش جواب داد زیر جنازه ها مخفی شده بودیم ولی باید توجه داشت یکی بود که
آن پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود.
عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و همچنین یک طرف تیربار شلیک می کرد.

یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش وگفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید
.آذوقه وآب رو پخش می کرد،به مجروح ها می رسید.اصلاً آن پسر خستگی نداشت.
گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، بعد از کی داری حرف می زنید؟

گفته استیه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش آن جوری بود … ، لباسش اون
جوری و همچنین چفیه… . داشت روح از بدنم جدا می شده است.سرم داغ شده بود.آب دهانم را
قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را
گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم الان کجاست؟
گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند گریز و فرار کنید.
یکی ازاون سه فرد یا شخص هم گفته استمن دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.

آن گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل داشتیم و همچنین ابراهیم تا به
حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، دائما دوست داشت گمنام شهید می شود.

چند سال شمسی بعداز عملیات تفحص شهدا، محمودوند از بچه های تفحص که خود نیز به
درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند: یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل
شهیدی
پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از
گذشت سالها هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه آن دفترچه نوشته شده بود:

امروز روز پنجم می باشد که در محاصره هستیم، آب و همچنین غذا را جیره بندی کردیم،
شهدا انتهای کانال کنارهم قرار قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب
تشنه ات پسر فاطمه(س)
.

===========================================

شهدای اینجا دیگر تشنه نیستند! (فکه)

فکه یادآور نام چهار عملیات می باشد: عملیات های والفجر مقدماتی (بهمن ۶۱)؛ والفجر یک (فروردین ۶۲)؛ ظفر چهار (تیر ۶۳)؛ و همچنین عاشورای سه (مرداد ۶۳). فکه روایت سرزمینی می باشد که رمل های آن هم پیکر خونین بسیاری از عزیزان آن سرزمین را کفن شده می باشد.
آن روایت ساده و همچنین مختصری می باشد از منطقه فکه، که احتمالاً یا رفته ای یا قرار می باشد که بروی و همچنین ببینی. ولی باید توجه داشت من می-خواهم روایت دومی را هم از فکه گفتن کنم. روایتی که آن قدر مختصر نباشد و همچنین گوشه ای از حقایق را به تصویر بکشد.
بسیجی ها هشت تا چهارده کیلومتر، را در حالی با پای پیاده از میان رمل و همچنین ماسه های روان فکه گذشتند، که وزن تقریبی تجهیزاتی که در دست داشتند دوازده کیلو بود، جدید و تو و تازه بعضی ها هم مجبور بودند قطعات چهل کیلویی پُل را نیز حمل کنند. آن پُل ها قرار بود روی کانال ها تعبیه می شود تا عبور رزمندگان به مشکل فوگاز برنخورد. تا همین جا را داشته باش تا برسیم سر موانع. اصلاً عملیات والفجر مقدماتی را به خاطر همین می گفتند عملیات موانع. هدف بسیجی ها خط دشمن بود. بسته ای از کانال ها، سیم خاردارها و همچنین میدان مین ها که گاهی عمق آن هم به چهار کیلومتر می رسید، بچه ها یکی را که رد می کردند به غیره ای می رسیدند. موانع معروف فکه هنوز زبانزد نیروهای عملیاتی می باشد، کانال-هایی به عرض سه تا نه متر و همچنین عمق دو تا سه متر و همچنین پر از سیم خاردار، مین والمر و همچنین بشکه های پر از مواد آتش زا.
دشمن با هوشیاری مین ها را زیر رمل و همچنین ماسه ها کار گذاشته بود و همچنین زیرا و به درستی که اکثرا و بیشتر عملیات ها در شب انجام می گرفت، تا چند فرد یا شخص روی مین پرپر نمی شدند، بقیه از وجود میدان مین باخبر نمی شدند. اکثر رزمندگان دشت فکه، جوانان و نوجوانان و همچنین جوانانی بودند که عزم و همچنین اراده قوی شان آنان را سدشکن کرده بود، حالات معنوی و همچنین روحی آنها به قدری بی نظیر بود که با اشتیاق جهت عملیات آماده می شدند.
فکه را «قتلگاه» می نامند، قتلگاه شهیدان خودش یک سرزمین پهناور مملو از رمل و همچنین ماسه، با چند تا تپه ماهوری و همچنین نیروهایی که در محاصره دشمن داخل شیار بین دو تپه پناه گرفته، شیار پر از مین والمر، آتش دشمن متمرکز بر شیار سه روز مقاومت، بدون آب و همچنین غذا و همچنین سرانجام کشتن و قتل عام.
در محور لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب، بچه ها در ساعت ده شب، با دشمن درگیر می شوند و همچنین خط دشمن شکسته می می شود. جنگ شدیدی درمی گیرد. شهید زین الدین دستور می دهد بچه های مهندسی سریعاً اقدام به زدن خاکریز کنند ولی باید توجه داشت حجم شدید آتش دشمن مانع می می شود و همچنین سرآغاز حماسه مظلومانه ای در فکه شکل می گیرد، حدود ساعت ۲:۱۵ خبر می رسد مهمات بچه ها در حال اتمام می باشد و همچنین تعداد بسیاری از بچه ها زخمی و همچنین شهید شده اند، با توجه به حجم شدید آتش دشمن و همچنین اوضاع خاص منطقه (رملی بودن) امکان ارسال مهمات به سختی ممکن می باشد. عراقی ها بچه ها را از سه طرف محاصره می کنند، ولی باید توجه داشت فرزندان عاشورایی خمینی تا ساعت حدود هفت صبح مقاومت می کنند، هنگام و زمانی که دستور داده می می شود کمی بچه ها به عقب برگردند صدایی از آن هم طرف بی سیم جهت دائما جاودانه می می شود فرمانده گردان می گوید اطراف من بچه هایم روی خاک افتاده اند، من اینها را چگونه و چطوری تنها بگذارم.
از ناگفته هایی که فکه آرام و همچنین ساکت در سینه دارد، نحوه شهادت اسرا و همچنین مجروحین می باشد. تیم تفحص در حین عملیات جست وجو به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود. رد سیم ها را که گرفتند رسیدند به یک دسته از شهدا که دست و همچنین پایشان با همین سیم ها بسته شده بود، معلوم بود که آنها را زنده به گور کرده اند. چرا که کسی دست کشته ای را نمی بندد.
نمی دانم چقدر از گردان حنظله می دانی؟! سیصد فرد یا شخص در یکی از کانال ها محاصره شدند و همچنین اکثراً با آتش مستقیم دشمن یا تشنگی مفرط به شهادت رسیدند. در آن هم موقعیت، عراقی ها مدام با بلندگو از نیروها می خواستند که تسلیم شوند و همچنین بچه ها در جواب با آخرین رمق خود، فریاد تکبیر سر می دادند. آن هم شب آنان فریاد سر دادند ولی باید توجه داشت سر تسلیم فرود نیاورند.
گرچه فکه از لحاظ نظامی، پیروزی آن هم چنانی به خود ندید، ولی باید توجه داشت قصه مقاومت رزمنده ها در شرایط خیلی زیاد سخت جنگی و همچنین تشنگی مفرط، کربلایی دیگر را جهت آن مملکت رقم زد و همچنین در واقع اذن دخول سرزمین فکه، همین «تشنگی» می باشد.

در یادداشت های باقی مانده از یکی از شهیدان گردان حنظله آمده می باشد:

«امروز روز پنجم می باشد که در محاصره هستیم. آب را جیره بندی کرده ایم. نان را جیره بندی کرده ایم. عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا، که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)!»

==========================================

شـهـیـدان را شـهـیـدان مـیـشـنـاسـنـد

siyWSQ 535 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

ایـن یـکـی از شـهـدای فـکـه اسـت

اولـیـن چـیـزی کـه بـه ذهـنـت مـیـرسـه ایـنـه کـه

چـه دردی کـشـیـده تـا شـهـیـد شـده ،

بـه جـای پـاش بـه صـورتـش نـگـاه کـن

آرامـشـو مـیـبـیـنـی ؟؟ !!

==========================================

فـکـه

ماجرای فکه دو روایت متغایر و متفاوت دارد و همچنین نه تنها متغایر و متفاوت که متضاد روایتی حاکی از شکست و همچنین روایتی  سرشار از پیروزی و همچنین شگفت، که در اینجا هر دو روایت منطبق بر واقع می باشد. آری فکه یادآور شکست می باشد شکست یک حرکت نظامی. تلاشی که به فتح خاک منجر نشد و همچنین از طرف شاهد یک پیروزی خیره‌کننده می باشد پیروزی ارزش‌های بلند الهی و همچنین انسانی. فکه از یک سو محل فرو افتادن اجساد و همچنین از سویی دیگر خاستگاه عمیق‌ترین و همچنین شورانگیزترین گرایشات ربانی انسان می باشد، درست مثل کربلا.

روایت اول

فکه نام منطقه‌ای می باشد واقع در شمال اروپایی استان خوزستان که از غرب به خط مرزی ایران و همچنین عراق، از شمال به منطقه چنانه و همچنین از جنوب به منطقه چزابه محدود می‌می شود. فکه یکی از محورهای اصلی تجاوز ارتش عراق به شمال خوزستان بود. عراقی‌ها با عبور ازاین محورها توانستند خود را تا کنار رودخانه کرخه برسانند و همچنین به جاده اهواز- اندیمشک نزدیک شوند. در آغاز جنگ هنگام و زمانی که فکه سقوط کرد پاسگاه‌های واقع در آن هم محاصره شدند و همچنین نیروهای مستقر در آنها با زدن به بیابان عقب‌نشینی کردند. ولی باید توجه داشت تعدادی در هنگام عقب‌نشینی راه را گم کرده و همچنین در اثر تشنگی شهید شدند.

در طول نبرد ۸ ساله، دو عملیات وسیع نظامی و همچنین دو عملیات محدود در منطقه فکه به اجرا دخل و درآمد، عملیات‌های والفجر مقدماتی در بهمن ۱۳۶۱ و همچنین والفجر یک در فروردین ماه ۱۳۶۲ به عنوان حرکت‌های پهناور و بزرگ نظامی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ دفاع مقدس تیپ شده می باشد و همچنین عملیات‌های ظفر ۴ و همچنین عاشورای ۳ که به ترتیب در تیرماه و همچنین مرداد ماه ۱۳۶۴ انجام شد، حرکت‌های محدودی بود که صرفاً به منظور انهدام یگان‌های رزمی دشمن در منطقه به مرحله اجرا دخل و درآمد.

عملیات والفجر مقدماتی با هدف تصرف پل غزیله و همچنین دستیابی به شهرستان العماره راس ساعت ۳۰/۲۱ روز ۱۸/۱۱/۶۱ به اجرا در آمد. گرچه در آن عملیات یگان‌های زرهی عراق در برابر دلاور مردی رزمندگان متحمل آسیب شده ولی باید توجه داشت در نهایت نیروهای خودی ناچار به عقب‌نشینی شدند. دوماه بعد در روز ۲۱/۱/۶۲ عملیات والفجر یک در منطقه شمالی فکه و همچنین با هدف تهدید شهرستان العماره آغاز شد و همچنین بعد از چند روز بدون دستیابی به اهداف از پیش مشخص کردن شده خاتمه یافت. در عملیات ظفر ۴ و همچنین عاشورای ۳ نیز که در تابستان ۱۳۶۴ در منطقه فکه به اجرا در آمد دستاورد چشمگیری به همراه نداشت. آن همه ماجرای نظامی فکه می باشد.

روایت دوم

هنگام و زمانی که قدم به خاک فکه می‌گذاری و همچنین نگاهت را روی تپه‌ها و همچنین رملستان‌های آن هم می‌لغزانی، بهت و همچنین حیرتی غریب فضای دلت را می‌گیرد. غمی پهناور و بزرگ بر جانت می‌افتد و همچنین احساس حقارت همه وجودت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یک بیابان و همچنین چند تپه ماهور و همچنین فرشی از سیم خاردار و همچنین مین و همچنین باد گرمی که آرام آرام در پیچ وخم تپه‌ها در حرکت می باشد. نه، اینها نمی‌تواند آدمی را تا آن حد درماتم خویش بنشاند. عطر دل‌انگیزی که در آن فضا می‌پیچد از خاک و همچنین آهن نیست. آن شن‌های روان نمی‌توانند ژانوان هستی آدمی را آن چنین به لرزه افکنند بایستی و حتما چشم و همچنین گوش دیگر داشت و همچنین با احساسی دیگر به دنبال ماجرا بود. فضای سنگین فکه، یادگار ارواح بلندی می باشد که سالیان پیش همه عشق را به شهادت جانبازی خویش فرا خواندند انسان‌های پاک که حلاج وار با خون خویش وضوی عشق کردند و همچنین سر به سجده شکر بردند. آن می باشد اصل ماجرا. آن می باشد راز پهناور و بزرگ سرزمین شن‌های روان، آن می باشد فکه.

شواهد و همچنین قراین اینگونه نشان می‌دهد که قسمت و بخش بسیاری از رزمندگان دشت فکه جوانان و نوجوانان بوده‌اند و همچنین اکثر شهدایی که بعداً در عملیات تفحص از آن سرزمین کشف شدند نیز از سن و همچنین سال شمسی کمی برخوردار بودند. ماجرا آنگاه شنیدنی می‌می شود که با روحیات و همچنین گرایش‌های معنوی آنان قبل از عملیات آشنا شدیم. به اعتراف همه فرماندهان و همچنین آنهایی که سالیان سال شمسی در عملیات‌ها حضور داشتند، حالات معنوی و همچنین روحانی موجود رد میان رزمندگان فکه در کمترین عملیاتی دیدن شده می باشد. سید حسین سید مراد شهادت می‌دهد:

خداوند تبارک و تعالی شاهد می باشد آن را بدون هیچ پهناور و بزرگ‌نمایی و همچنین غلوی می‌گویم. من می‌دانستم که عملیاتی که پیش‌رو داریم خیلی سخت می باشد و همچنین طاقت فرسا ولی باید توجه داشت هنگام و زمانی که به چهره معصوم بچه‌ها خیره می‌شدم و همچنین یا هق هق گریه‌های نیمه شب آنها را می‌شنیدم روحیه می‌گرفتم. با آنکه کم سن و همچنین سال شمسی بودند ولی باید توجه داشت همه آرزویشان آن بود که خداوند تبارک و تعالی آنها را ببخشد و همچنین شهادت را نصیبشان کند.

عبدالمجید حلمی نیز از حال و همچنین هوای شهادت در عملیات والفجر مقدماتی خاطره‌ای دارد:

روز عملیات یکی از بچه‌های اطلاعات آمد پیشم و همچنین گفتم می‌خواهم بروم عروسی کنم.

 تو یک فرصتی به من بده. مانده بودم چه تصمیمی بگیرم. مرخصی‌ها لغو شده بود. به آن پس نتیجه آن می شود که رسیدم که بگویم برود. راه افتاد و همچنین رفت. بین راه بچه‌های گردان را دید. از آنها پرسیده بودمی خواهید کجا بروید آنها گفته بودند کجای کاری همین امشب عملیات می باشد تو نمی‌دانی، سراغ من آمد شروع کرد به دعوا و همچنین گفت تو که می‌دانستی عملیات می باشد چرا به من مرخصی دادی… نمی‌خواهم بمانم رفت جلو و همچنین صبح شنیدم شهید شد. در جریان عملیات والفجر مقدماتی تعداد بسیاری از نیروها درون یکی از شیارها که از تلاقی دو تپه ماهور تشکیل شده بود در محاصره عراقی‌ها گرفتار می‌شوند. داخل شیار با مین‌های و همچنین المری فرش شده می باشد. تعدادی از بچه‌ها در برخورد با مین به شهادت رسیده و همچنین تعدادی مجروح می‌شوند. مابقی سعی می‌کنند در سینه‌کش تپه‌های رملی پناه‌گیرند سنگرهای کمین دشمن که بر روی شیار مسلط بودن و تسلط داشتن کامل داشته‌اند باران گلوله تفنگ را راهی شیار می‌کنند. هر لحظه بر تعداد شهدا و همچنین مجروحین افزوده می‌می شود. با آن حال رزمندگان محاصره شده ۳ روز در بدترین شرایط مقاومت می‌کنند. در پایان سیل گلوله تفنگ، خمپاره و همچنین شلیک‌های تانک و همچنین دوشکا قامت‌های برافراشته شیار را در خاک و همچنین خون می‌غلتاند، بعد از چند روز هنگام و زمانی که عراقی‌ها وارد شیار می‌شوند سراغ مجروحین رفته و همچنین بسیاری از آنان را به شهادت می‌رسانند. ولی باید توجه داشت یکی از حزن‌انگیز‌ترین و همچنین در عین حال زیباترین پرده دیدن کردن و نمایش فکه، ماجرای گردان حنظله می باشد. سیصد تن از رزمندگان آن گردان درون یکی از کانال‌ها به محاصره نیروهای عراقی در می‌آیند. آنها چند روز و همچنین صرفاً با تکیه بر ایمان سرشار خود به مبارزه ادامه می‌دهند و همچنین به مرور همگی توسط آتش دشمن و همچنین یا عطش مفرط به شهادت می‌رسند. عراقی‌ها مدام به وسیله بلندگو از آنها می‌خواهند که خود را تسلیم کنند ولی باید توجه داشت هر بار که صدای بلندگو به هوا برمی‌خیزد فریاد تکیبر بچه‌ها فضا را عطر آگین می‌کند. شهید علی محمودوند و همچنین از بازماندگان کانال حنظله آن گونه روایت می‌کند:

مهمات کم داشتیم. بچه‌ها توی خاک و همچنین خل دنیال چهار تا فشنگ‌کلاش می‌گشتند. به علت عمق زیاد پیشروی ما، از آتش پشتیبانی توپخانه و همچنین آن‌جور چیزها خبری نبود. یک هفته مقاومت کرده بودیم، مخصر آب کمپوت‌های باقی مانده جیره‌بندی شده بود. تشنگی و همچنین گرسنگی پیدا می‌کرد محاصره هم شده بودیم. نور علی نور… ولی باید توجه داشت هر وقت صدای بلند گوهان دشمن بلند می‌شد بچه‌ها با آخرین رمقی که در وجودشان مانده بود همصدا می‌شدند و همچنین تکیبر می‌گفتند. می‌دانی؟ من یکی تا زنده‌ام صدای درهم پیچیده دعوت به تسلیم بند گوهای دشمن و همچنین تکیبرهایی که از لب‌های قاچ قاچ شده و همچنین تفتیده بچه‌ها خارج می‌شد را فراموش نمی‌کنم.

آری عطش واژه‌ای می باشد که با وادی فکه عهده دیرینه دارد. عطش عجین همیشگی رمل‌ها و همچنین تشنگی اذن خول سرزمین شن‌های روان می باشد. جعفر ربیعی از همنشینی با عطش به هنگام مجروحیتش می‌گوید:

صبح روز چهارم از شدت تشنگی به شبنم‌هایی که روی علف‌های هرز نشسته بود روی آوردم. لب خشک و همچنین ترک خورده را به قطره‌های شبنم نوک علف‌ها چسباندم ولی آن مقدار حتی نتوانست لب‌های خشک مرا ترکند تا چه رسد به رفع عطش آفتاب در ادامه حرکت خود آرام آرام به بالای سرم رسید. اراده و تصمیم راسخ گرفتم به هر قیمتی شده خود را به بالای سر جنازه‌ای که در ۳متری‌ام افتاده بود برسانم. امید داشتم که در قمقمه‌ای  که به فانسقه‌اش بسته بود آب باشد… یا هر مشقتی بود خود را به جنازه رساندم و همچنین با دندان قمقمه را از فانسقه بیرون آوردم. قمقمه را بین دو ساعد دستم قرار داده و همچنین با دندان در آن هم را باز کردم ولی باید توجه داشت به محض آنکه خواستم قمقمه را به دهانم نزدیک کنم از دستم رها شد و همچنین به زمین افتاد و همچنین آب آن هم جاری  شد. حسرت آب از دست رفته تمام وجودم را گرفت. چشمانم تحمل دیدن آن صحنه را نداشت. رمل‌ها خیلی سریع آب را مکیده بودند.

اکنون بعد از سال شمسی‌ها هنگام و زمانی که یا به فکه می‌گذاری و همچنین فارغ از هر چیزگوش جان به سکوت مرموز آن هم می‌سپاری هنوز می‌شنوی ترنم شهدایی که از کنج تپه‌ای، زاویه‌ کانالی و همچنین لا به لای میدان مینی تو را به وفاداری و همچنین استقامت فرا می‌خوانند.

=========================================

فـکـه

مقاومت عاشورایی

خیلی  از شهدا جنازه هاشان سال شمسی ها در رمل های فکه ماند. یکی از شهدا در برگه های آخر دفترچه یادداشتش نوشته بود «من اصغر شمسم. فرمانده ی گردان علی اصغر. سلام ما را به امام و پیشوا برسانید و همچنین بگوئید ما عاشورایی جنگیدیم.» جنگیدن در زمین های رملی کاری خیلی زیاد سخت بود. پیش روی چندانی در آن رمل ها انجام نشد ولی مقاومت عاشورایی یاران امام و پیشوا در دل رمل های فکه در تاریخ ثبت شد.
نیروهای عراقی از فکه وارد خاک ایران شدند تا کرخه پیش رفتند و همچنین مقابل شوش، اندیمشک و همچنین دزفول مستقر شدند. رزمندگان ایران با عملیات های پیروزشان آن هم ها را تا مرز، عقب راندند. صدامی که قدرتمندانه بر طبل جنگ کوفته بود، جنگ جویی شد پشیمان، که دنبال پناه گاهی جهت خود می گشت، در صورتی که کشورهای اروپایی و همچنین شرقی به یاری اش نیامده بودند، عملیات هایی که در فکه و همچنین منطقه ها و مناطق دیگر انجام شده بود به سقوط گروه و حزب بعث می انجامید.

پاسگاه مرزی فکه

جاده ی چزابه – فکه وسط دشت تمام می می شود و همچنین به پاسگاه فکه می رسد؛ رو به روی پاسگاه الفکه ی عراق. در قبل های دور مرز آن جا گمرک داشت و همچنین از راه های تردد بین ایران و همچنین عراق بود که ساختمان مرزبانیش به شکل کاروان سراهای شاه عباس ساخته شده بود. اوّل جنگ نقطه ی ورودی عراق در محور فکه همین پاسگاه مرزی بود. خیلی از پاسگاه های مرزی خوزستان روز اوّل جنگ سقوط کرد. ولی باید توجه داشت پاسگاه فکه، که نیروهای تیپ ۳۷ زرهی شیراز و همچنین تعدادی از پاسدارهای دزفول در آن هم مقاومت می کردند، روز اوّل پا برجا ماند.

کانال کمیل

گردان حنظله در کانال توی محاصره دشمن افتاده بود. مقاومت می کردند. چند روز بی آب و همچنین غذا. ساعت های آخر مقاومت بی سیم چی گردان پشت بی سیم، حاج همت را صدا زد. صدایی با خش خش از پشت بی سیم می آمد؛ حاجی فلانی هم رفت. فلانی هم. اسم بچّه های گردان را می گفت. باتری بی سیم داشت تمام می شد. عراقی ها دارند می آیند تا ما را هم خلاص کنند. حاج همت به پهنای صورتش اشک می ریخت و همچنین کاری از دستش بر نمی آمد. به بی سیم چی می گفت: هر چی دوست داری بگو. حرف بزن قطع نکن. بی سیم چی گفت: سلام ما را به امام و پیشوا برسانید بگوئید آن هم روش که فرموده بود، حسین وار مقاومت کردیم و همچنین تا فرد یا شخص آخر جنگیدیم.

مقتل شهید آوینی

%name معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

لحظه های آخر، قبل از آن که سیّد کلا توی اغما برود، متوجّه ذکرهایی بودم که مدام زیر لب تکرار می کرد؛ یا زهرا می گفت. سه بار دعای اللهم اجعل مماتی شهاده فی سبیلک را خوانده و همچنین بار آخر بود که از روی برانکارد به حالت نیمه خیز بلند شد و همچنین گفت: خدایا گناهانم را ببخش و همچنین شهیدم کن. آن آخرین حرفش بود. بعد روی برانکارد افتاد و همچنین بی هوش شد.

نبرد با موانع

عملیات والفجر مقدماتی ۱۸ بهمن سال شمسی ۶۱ شروع شد. زمین رملی فکه، که آن هم را با موانع نظامی گوناگون پوشانده بودند، کار عملیات را سخت کرده بود. عده ای می گفتند عملیات لو رفته می باشد. جهت رزمندگان و همچنین شهروندان و مردم شهر ایران روزهای عملیات والفجر مقدماتی روزهای غم باری بود. شهیدان والفجر مقدماتی خیلی مظلومانه شهید شدند. رزمندگان به رغم گلوله تفنگ باران سنگین دشمن زمین های پر مانع و همچنین رملی منطقه را پشت سر گذاشتند. نیروهای جهاد هم خیلی زیاد تلاش کردند تا با خاک ریز زدن باره ی تثبیت پیش روی ها را فراهم کنند. ولی باید توجه داشت حجم شدید آتش دشمن مانع کار آن هم ها بود، تعداد عراقی ها هم کم نبود. اسیرانی که رزمندگان در مرحله ی اوّل عملیات از ارتش عراق گرفتند تابعیت های غیر عراقی داشتند؛ سودانی، مصری، یمنی و همچنین اردنی. دشمن در پناه آتش بارش به رزمنده ها حمله کرد و همچنین فرماندهان دستور عقب نشینی دادند. ولی باید توجه داشت بعضی ها در محاصره ماندند، نتوانستند عقب بیایند و همچنین شهید شدند.

دوباره والفجر

قبل از والفجر مقدماتی تیمی از فرماندهان نظرشان آن بود که آن عملیات بایستی و حتما در منطقه ی شمال فکه انجام می شد که تصویب نشد.
عملیات والفجر یک که ۲۰ فروردین ۶۲ انجام شد اجرای آن هم طرح بود. والفجر یک در شمال فکه شروع شد، ولی موانع منطقه بیش تر از عملیات والفجر مقدماتی شده بود. بنابراین والفجر یک هم به اهدافش نرسید و همچنین فکه و همچنین زمین های اطرافش تا پایان جنگ از طرح های عملیاتی گسترده حذف شدند.

راز عطش

در تفحص، شهدایی پیدا کردیم که دست و همچنین پایشان را با سیم تلفن بسته بودند، بچّه ها می گفتند احتمالا مجروحانی بوده اند که دشمن زنده به گورشان کرده. دست و همچنین پایشان را هم بسته که نتوانند خاک ها را کنار بزنند. بعضی جنازه ها هم سوخته بودند؛ انگار که آتششان زده باشند.

نجواهای فکه

صدای بمب باران دشمن گوشَت را پر می کرد. خسته می شدی. صدای بمب باران که قطع می شد، صدای ناله ی مجروحی را می شنیدی که در تپه ای دور افتاده و همچنین آب می خواهد. نمی توانستی تکان بخوری. دعا می کردی آن هم صدای بمب باران توی گوشت بپیچد.

===============================================

از فکه بگوییـــد، که مثل هیچ جا نیست !!!

فکه‌ مثل‌ هیچ‌ جا نیست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائیه‌، نه‌…
فکه‌ تنها و فقط‌ فکه‌ می باشد‌! با قتلگاه‌ و همچنین کانال هایش‌، با تپه‌ ماهور و همچنین دشت هایش‌.
فکه‌ قربانگه‌ اسماعیل‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خدای‌ مکه‌.
فکه‌ را سینه‌ای‌ می باشد‌ به‌ وسعت‌ میدان های‌ مین‌ِ گسترده‌ بر خاک‌.
فکه‌ را دلی‌ می باشد‌ به‌ پهنای‌ سیم های‌ خاردار خفته‌ در دشت‌.
فکه‌ را باغ هایی‌ می باشد‌ به‌ سر سبزی‌ جنگل‌ امقر.
فکه‌، روحی‌ دارد به‌ لطافت‌ ابرهای‌ گریان‌ در شب‌ والفجریک‌.
فکه‌، چشمانی‌ دارد به‌ بصیرت‌ دیده‌بان‌ خفته‌ در خون‌، بر ارتفاع‌ صد و همچنین دوازده‌.
فکه‌، خفته‌ بر زیر گام هایی‌ می باشد‌ که‌ رفتند و همچنین باز نیامدند.
فکه‌، استوار ایستاده‌ می باشد‌، برتر از سنگرهای‌ بتونی‌ ضد آرپی‌ جی‌.
فکه‌،هیچ‌ در کف‌ ندارد، همچون‌ بسیجی‌ ایستاده‌ در برابر تانک های‌ مدرن‌ بعث‌.
فکه‌، همه‌ چیز دارد، همچون‌ بسیجی‌ مهیای‌ سفر به‌ دیار حضرت‌ دوست‌.
قلب‌ فکه‌، در والفجر مقدماتی‌ تپید.
قلب‌ فکه‌، در والفجر یک‌ از حرکت‌ بازایستاد.
قلب‌ فکه‌، در دشت‌ سُمِیدِه‌ پاره‌ پاره‌ شد.
قلب‌ فکه‌، در قتلگاه‌ رُشیدیه‌ سوراخ‌ سوراخ‌ شد.
قلب‌ فکه‌، در ارتفاع‌ صدوچهل‌وسه‌ شکست‌.
قلب‌ فکه‌، میان‌ کانال‌ِ کمیل‌ جا ماند.
چه‌ خیلی زیاد چشم ها که‌ بر خاک‌ فکه‌ نگران‌ ماندند.
چه‌ خیلی زیاد لب ها که‌ در سنگرهای‌ فکه‌ خندان‌ خفتند.
چه‌ بسیارروح ها که‌ شادمان‌ درفکه‌ بالشان‌ خونی‌ شد.
چه‌ خیلی زیاد کبوترها که‌ پر بسته‌ در فکه‌ از کانال ها پر کشیدند.
چه‌ خیلی زیاد مرغان‌ آغشته‌ به‌ عشقی‌ که‌ در فکه‌ غریبانه‌ ذبح‌ شدند.
از فکه‌، تنها و فقط‌ بایستی و حتما در فکه‌ سخن‌ گفت‌ و همچنین بس‌.
از فکه‌، تنها و فقط‌ بایستی و حتما با اهل‌ فکه‌ سخن‌ گفت‌ و همچنین بس‌.
از فکه‌، بایستی و حتما جهت‌ عاشقان‌ فکه‌ نشان‌ آورد و همچنین بس‌.
سوغات‌ فکه‌، چه‌ می‌تواند باشد جز مُشتی‌ سیم‌ خاردار وحشی‌؟
تحفه‌ از فکه‌، چه‌ می‌قدرت‌ برگرفت‌ جز پرچمی‌ سه‌ رنگ‌ خونی‌؟
یادآوری‌ از فکه‌، چه‌ می‌قدرت‌ با خود داشت‌ جز پلاکی‌ سوراخ‌ شده‌ بر سینه‌ از ترکش‌؟
در فکه‌ بود که‌ حلقوم ها، شمشیرها را دریدند.
در فکه‌ بود که‌ پیکرها، کمان ها را شکستند.
در فکه‌ بود که‌ سرها، نیزه‌ها را بالا بردند.
در فکه‌ بود که‌ جان ها، خاکیان‌ را جان‌ بخشیدند.
در فکه‌ بود که‌ ارواح‌ مطهر، مردگان‌ را جان‌ دادند.
در فکه‌ بود که‌ هر که‌ اهل‌ فکه‌ بود، روحش‌ به‌ آخر‌ پر کشید.
در فکه‌ بود که‌ هر که‌ آرزو می‌کرد چونان‌ مادرش‌ مفقود بماند، پیکری‌ از او باز نیامد و همچنین گمنام‌ خفت‌.

===============================================

از همه عزیزانی که آن متن ها را خواندند خواهش میکنم فاتحه ای را نثار کنند به روح پاک و همچنین بلند شهدای منطقه عملیاتی فکه

===============================================

%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C %D8%B1%D9%88%D8%AD %D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7 %D9%88 %D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 %D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7 %D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

89556725191564749700 معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

طبقه بندی:
منطقه ها و مناطق عملیاتی(یادمانها)
، 

منبع
شهدای۸ سال شمسی دفاع مقدس : معرفی منطقه عملیاتی فکه ( فکه ، سرزمینی رملی ، با شن های روان )

مطلب پیشنهادی

خاطرات همسران شهدا دفاع مقدس کامل کننده این دفاع است

خاطرات همسران شهدا دفاع مقدس کامل کننده این دفاع است آیین رونمایی از کتاب «گلستان …