خانه / شهدا و دفاع مقدس / یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵

یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵

یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای ۴ و همچنین ۵

%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87 %D8%AF%D8%B1 %D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87 %D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8 یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای 4 و 5
























=================================================
خین نهری می باشد در نزدیکی روستای خین در غرب خرمشهر و همچنین جنوب نهر عرایض که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا می کند. آن نهر در مجاورت پاسگاه مرزی خین قرار دارد و همچنین دو و همچنین نیم متر عمق و همچنین بین هشت تا سی متر عرض آن هم متغیر می باشد و همچنین در تنومه عراق به شط العرب می ریزد. در جریان آزادسازی خرمشهر ، خین یکی از محورهای قرار گاه نصر به فرماندهی شهید همت جهت وارد شدن به شهرستان بود و همچنین در عملیات والفجر ۸ پشتیبانی قرارگاه خاتم النبیاء (ص) در محدوده آن هم صورت گرفت. رزمندگان در عملیات کربلای ۴ در نبردی شجاعانه خسارات و همچنین تلفات فراوانی به دشمن وارد کردند و همچنین حتی عده از رزمندگان از نهرخین گذشتند . ولی باید توجه داشت در نهایت به دلیل لو رفتن عملیات و همچنین حجم خیلی زیاد سنگین آتش دشمن ، فرماندهان دستور توقف عملیات را صادر نمودند. با اطلاعات و همچنین تجارب به دست آمده در آن عملیات ، آن منطقه در عملیات کربلای ۵ آزاد شد . /

پلی جهت رسیدن به…

نامش نهر خین بود. ۱۰ کیلومتر بعد از شلمچه و همچنین محور عملیاتی کربلای ۴. آن مرز بین ایران و همچنین عراق می باشد که از نهر جاسم عراق سرچشمه می‌گیرد. با گذشت چندین سال شمسی از جنگ همچنان دست‌نخورده باقی مانده و همچنین پراز تله‌های خورشیدی، مین و همچنین سیم خاردار می باشد.
در جاده‌ای که ما را به سمت نهر خین راهنمایی می‌کرد با یک مسجد خیلی زیاد کوچک خشتی که نشانه‌های تیر و همچنین ترکش هم بر سینه‌اش داشت، مواجه شدیمه که به مسجد جامع والفجر معروف می باشد و همچنین همچنان پذیرای زائران و همچنین نمازگزاران.
به ابتدای یادمان رسیدیم که سنگری داشت با تابلویی که نوشته بود: «موقعیت شهید علی عاصمی»
به ایستگاه صلواتی و همچنین فروش محصولات فرهنگی رسیدیم و همچنین بعد از تر کردن گلو، به راه خود ادامه دادیم. یک بیرق پهناور و بزرگ سفید با نشان «یامهدی(عج)» اقتدار و همچنین حرمت عجیبی به آن منطقه بخشیده بود. بعد از چند قدمی پیاده روی جدید و تو و تازه به درب‌های ورودی که از جنس توری‌های فلزی بود، رسیدیم و همچنین داخل شدیم.
بلافاصله به دیدن نهر رفتیم که در آن هم‌طرف یک خاکریز قابل رؤیت بود. آن نهر که پر بود از سیم‌خاردار و همچنین تله‌ی خورشیدی امکان نزدیک شدن اکثرا و بیشتر را به ما نمی‌داد. نهری که در انتها به شط العرب یا آن هم اروند صغیر می‌رسد و همچنین عمقی در حدود ۲-۳ متر دارد. مقدار آن عمق در تلاقی شط به ۸-۳۰ متر می‌رسد که همچنان محل عبور قایق‌های ماهیگیری می باشد.
در محل آن نهر، سه عملیات مهم کربلای ۴ و همچنین ۵ و همچنین والفجر ۸ به انجام رسیده و همچنین یادگارهای بسیاری را از آن هم زمان با خود به همراه دارد؛ ازجمله لاشه‌ی فلزی خیلی زیاد بزرگی در کنار نهر که هم شبیه یک کشتی یا قایق پهناور و بزرگ بود و همچنین هم شبیه یک بالگرد یا هواپیما.
در آن هم سوی نهر و همچنین آن هم سوی شط پاسگاه مرزی عراق و همچنین جزایر مختلفش که اسامی عجیب به زبان عربی داشت، دیده می‌شدند. و همچنین جذاب و جالب بود که رنگ آب در تلاقی نهر و همچنین شط متغایر و متفاوت بود و همچنین می‌توانستی آب آن دو را به دلیل اختلاف عمق از هم تفکیک کنی.
و همچنین خداوند تبارک و تعالی می‌داند چه رازهایی در دل آن نهر خوابیده و همچنین چند پیکر و همچنین دست و همچنین پا به قعر آن هم فرو رفته می باشد. /

====================

در آن جریان آرام… (نهر خین) :

از پل نو به طرف شلمچه، کمی که جلو می‌روی، سمت چپ تابلوی نهر خین را می‌بینی، نهری که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا کرده می باشد. آن رودخانه کوچک، در آن بیابان دور افتاده، دروازه ای از بهشت می باشد که آن دروازه را خیلی ها دیده اند، ولی باید توجه داشت دیگر برنگشته اند، تا به تو بگویند که در آن جریان آرام چه دیده اند؟ و همچنین در صورتی که تو اهلیت داشته باشی شاید با تو بگویند!
صف نماز که بسته شد. حاج آقا واعظی خیلی زحمت کشید تا توانسته بود خود را آرام کند تا تکبیره الاحرام را بگوید. تکبیرگو هم محمد واحدی بود. صدای او به هیچ کس نمی رسید. پیش نماز گریه می کرد، نمازگزاران گریه می کردند، تکبیرگو هم گریه می کرد، عجب نمازی بود! خیلی چسبید. در قنوت نماز، صدای ناله و همچنین انابه های «الهی الحقنی بالشهداء و همچنین الصالحین» در فضای سالن پیچیده بود.
ما بایستی و حتما از طریق کانال حفر شده، از سمت خاکریز خودمان به داخل نهرخین می‌رفتیم و همچنین بعد از عبور از نهر، به خط عراقی ها می زدیم. نهر پر از مانع بود و همچنین از ساحل عراق تا بالای خاکریز مین کاری شده بود. بایستی و حتما هر روش شده به آب می زدیم، معبر را باز می کردیم تا بچه ها بتوانند به جزیره بوارین برسند. دو تا کانال بود که نیرو های خط‌شکن بایستی و حتما از آن هم رد می شدند تا به رودخانه بزنند و همچنین با باز کردن معبر از میان سیم‌خاردارها و همچنین خورشیدی ها، از آب عبور کنند. خیلی ها جنازه‌ خود را پلی جهت عبور رفقایشان کردند تا از آن کانال عبور کنند.
چند توپ ۱۰۵ میلی متری، آن طرف خط آماده بود که در صورتی که در معبر لو رفتیم، به سمت سنگرهای کمین شلیک کنند. بعد از آنکه دسته ویژه، راه را باز کرد و همچنین اولین سنگرهای تیربار خط خاموش شد. بقیه بچه های غواص از راه آن هم تونل، از آب رد  شدند و همچنین بقیه خط را تصرف کردند. بعد هم قرار بود خاکریزها را نیروهای تخریب با انفجار برش دهند و همچنین نیروهای یگان دریایی، پل شناور را روی رودخانه خین بیندازند و همچنین گردان های پیاده داخل بوارین شوند و همچنین کار پاک سازی را ادامه دهند.
جهت آنکه دیده نشویم، بعد از ظهر راه افتادیم. در یک کانتینر حمل می‌شدیم. بچه ها حسابی شلوغ می کردند. فریاد دلبریان، دست یار گروهان غفار، همه را به خود آورد: «به جای آن مسخره بازی ها، یه سرود بخونید که همه لذت ببرند.» شروع کردیم به آماده کردن سرود و همچنین خواندیم: «شهرستان، شهرستان خون می باشد، پنجه در خون، خصم دون می باشد …» و همچنین دلبریان که راضی شده بود، با سر تکان دادن، شروع کرد به همراهی با ما. ادامه دادیم: «پشت سنگر، گشته پنچر، ماشین فرمانده لشکر؛ مانده لشکر، مانده لشکر. بایستی و حتما به شط خون شنا کنیم؛ شلپ شولوپ، شلپ شولوپ!»
لبخند از روی لبان دلبریان محو شد و همچنین در حالی که به تأسف سر تکان می داد گفت: «نه خیر، شماها آدم بشو نیستید.»
علی تشکری، یک عارف به تمام معنا بود؛ تودار، دلسوخته، متواضع، کم‌حرف و همچنین خیلی زیاد خجول. تعریف می کرد که در مشهد وضع خوبی نداشته و همچنین مدهای اروپایی و همچنین تیپ های آن هم‌چنانی می زده. یک فرد یا شخص با او صحبت می کند و همچنین به او می گوید: «یک ماه برو جبهه، در صورتی که خوب نبود، برگرد.» علی می گفت: «چندین بار به طرف تأکید کردم که من سر یه ماه برمی گردما! بنده خداوند تبارک و تعالی هم تضمین کرده بود سر یک ماه خودش علی را برگرداند. می خندید و همچنین می گفت که نمی دانم چرا آن یک ماه تمام نمی می شود؟! خانواده ام فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنند معجزه شده و همچنین امامی، معصومی، کسی مرا متحول کرده! یک بار به او گفتم: «علی، هنگام و زمانی که برگردی چه کار می کنی؟ نمی ترسی باز هم دوستان سابق عوضت کنند؟» لبخندی زد و همچنین گفت: «سید، فعلاً که نمی خوام برم، هر وقت خواستم برگردم فکرشو می کنم.»
مسعود احمدیان بچه‌ها را با شوخی بیدار می‌کرد تا نماز شب بخوانند. مثلاً یکی را بیدار می کرد و همچنین می‌گفت: «بابا پاشو من می خوام نماز شب بخونم، هیچ کس نیست نگام کنه!» یا می گفت: «پاشو جون من، اسم سه چهار تا مؤمن رو بگو، تو قنوت نماز شبم کم آوردم»!
داخل تونل، به انتظار اعلام رمز عملیات نشسته بودیم. سعید با عجله آمد و همچنین به امیر نظری گفت: «یا فاطمه زهرا(س)! امیر جان شروع کن. یا علی، التماس دعا»!
امیر با شنیدن نام حضرت فاطمه(س) لبخند زد و همچنین با بیلچه شروع کرد به برداشتن آخرین قسمت تونل تا راه باز می شود. راه که باز شد، چشمتان روز بد نبیند. کوهی از سیم خاردار و همچنین خورشیدی، خین را پوشانده بود. امیر نظری نگاه معناداری به ما کرد و همچنین گفت: «بچه ها بریم، یا علی.» هنوز سرش کاملاً از تونل خارج نشده بود که یک تیر قناسه درست خورد وسط پیشانی اش. با یک صدای کوتاه، انگار بخواهد یا حسین بگوید، جلوی چشمان ما پر زد به ملکوت. قناسه‌چی عراق، سر تونل را نشانه گرفته بود.
یکی از مجروحان زنده بود و همچنین شروع کرد به عربی صحبت کردن. می گفت: «مرا نکشید. پیش فرمانده خود ببرید، من اسرار مهمی دارم.» لجم گرفت! یعنی چه؟ چند عراقی خواستند بلندش کنند، داد و همچنین فریاد کرد که من نمی توانم تکان بخورم؛ بگویید او بیاید. یک ستوان عراقی با چند فرد یا شخص دیگر دور مجروح را گرفتند. من طرف را نمی دیدم، تنها و فقط ناگهان دیدم عراقی ها با وحشت از جا پریدند و همچنین ناگهان انفجاری شدید صورت گرفت. کیف کردم.
برانکارد جلوی ما که رسید، مجروح، سر امدادگر فریاد کشید: «نگه دار»! بعد جلوی چشمان بهت زده دو امدادگر، پرید پایین و همچنین گفت: «قربون دستتون، چه قدر می شه؟!» و همچنین زد زیر جذاب و جالب و خنده و همچنین پرید داخل ماشین و همچنین بین بچه ها گم شد. می گفت: «رفتم جهت خواهرم چتر منور بیارم. خسته شدم، تاکسی گرفتم.»
تحویل ساکهای بچه ها و همچنین جمع کردن لوازم فردی یا شخصی آنها خیلی زیاد دردناک بود. روی ساک بخشی، سه تا چتر منور زیبا قرار داشت که می خواست جهت خواهرش ببرد!
خندید و همچنین رد شد. چه قدر نورانی شده بود! عجیب بود؛ یاد شعری افتادم و همچنین شروع کردم به زمزمه: «گفتم کجا؟ گفتا به خون! گفتم چرا؟ گفت از جنون! گفتم که کی؟ گفتا کنون! گفتم مرو؛ خندید و همچنین رفت.»
کربلای پنج ساعت ۱:۳۰ نیمه شب آغاز می شد و همچنین گردان یاسین و همچنین گردان نوح بایستی و حتما معبر را باز می کردند. آن بار بر خلاف کربلای چهار، حفاظت خیلی زیاد خوب رعایت شده بود. گفتند تا شب نشده وضو بگیرید و همچنین لباس های غواصی رو بپوشید. زیرا و به درستی که موقع اذان بود، گفتند: «همه در سنگرها نماز را نشسته بخوانند.» مسعود احمدیان گفت: «من بایستی و حتما بیرون بخوانم.» غیر از نماز مغرب و همچنین عشا، غفیله و همچنین وتیره اش را هم خواند و همچنین با چشمانی سرخ آمد داخل سنگر، گوشه ای چمباتمه زد و همچنین رفت توی فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن.
گفت: «سید، می گن هر کی تو آب شهید بشه، حق الناس نداره، درسته؟» گفتم: «امکان داره.» گفت: «خداوند تبارک و تعالی کنه توی آب شهید بشم.» به شهادتش اطمینان داشت، ولی باید توجه داشت می خواست مکانش را هم مشخص کردن کند. جلوی چشمان خودم داخل آب شهید شد.
فرمانده گردان یاسین، جلیل محدثی بود که از با سابقه ترین و همچنین کارآمدترین فرمانده گردان های لشکر بود. از بچه های قدیمی جنگ که با شهید چمران همکاری کرده بود؟ فردی بود قد بلند، سر به زیر، با ابهتی غیر قابل توصیف، بیانی خیلی زیاد گیرا، لحنی کاملاً آمرانه و همچنین اخلاقی خیلی زیاد نیکو.
بعد از ظهر، دو تا دیگر از بچه ها هم که از بیمارستان جیم شده بودند، به من پیوستند. صدای بلندگوی گردان بلند شد که برادران را به تجمع در مسجد فرامی خواند. پنج نفری گوشه ای نشستیم تا جلیل محدثی وارد شد. به محض وارد شدن نگاهی به ما کرد و همچنین با چشمانی سرخ شده و همچنین جذاب و جالب و خنده ای غمگین گفت: «مثل آن‌که همه در اتاق من جا می‌شید، بیایید اونجا.»
از گردان یاسین، شش فرد یا شخص مانده بودند، که از آن هم میان، پنج فرد یا شخص بعدها به رفقایشان پیوستند.
قبل از عملیات بچه‌ها قبر کنده بودند و همچنین در آن هم عبادت می کردند. به قبرهای خالی که رسیدم، عجیب دلم گرفت! یکی یکی قبرها را بوسیدم و همچنین جهت صاحبانشان فاتحه خواندم. همین جا بود که «تشکری» با خدایش خلوت می کرد. همین جا بود که «عامری» نماز شبش را می خواند. همین جا بود که «رنجبر» جهت خودش روضه حضرت زهرا(س) می خواند و همچنین اشک می ریخت.
با هم قرار گذاشته بودند، هر که زودتر شهید شد، آن هم قدر دم در بهشت منتظر بماند، تا دیگران بیایند. هیچ کس منتظر نماند، همه با هم رفتند.
گفتم که آن نهر یکی از دروازه‌های بهشت می باشد. مواظب باش.

====================

 یادمان شهدای «نهر خین» در منطقه شلمچه میزبان کاروان‌های راهیان نور و همچنین مسافران نوروزی می باشد.
 سنگرها، خاکریزها و همچنین کانال های خاکی کشیده شده تا نهر خین یاد رشادت های رزمندگان هشت سال شمسی دفاع مقدس را زنده می‌کنند.
حسینیه‌ای با بهره بری و استفاده از «نی»، در آن یادمان جهت استراحت زوار ساخته شده می باشد.
نهر خین در منطقه عمومی شلمچه و همچنین نزدیک‌ترین مرز آبی با کشور عراق قرار دارد.
شهرکی به نام ولیعصر(عج) و همچنین روستایی به نام خین پیش از جنگ تحمیلی در کنار نهر خین وجود داشت که شامل بازار و همچنین نخلستان بود ولی اکنون تنها و فقط مسجد ولیعصر(عج) که مرکز و همچنین سنگر مقاومت در جنگ تحمیلی بود، از آن شهرک و همچنین روستا باقی مانده می باشد.
هادی نعمتی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و همچنین راوی یادمان شهدای خین در تشریح عملیات بیت‌المقدس گفت: نخستین تهاجم دشمن به خرمشهر با توجه به نزدیکی منطقه ولیعصر(عج) و همچنین نهر خین به آن منطقه صورت گرفت.چهار مرحله عملیات بیت المقدس منجر به آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد سال شمسی ۶۱ شد.
او همچنین به عبور لشکر ۲۱ امام و پیشوا رضا (ع) در عملیات والفجر۸ از نهر خین اشاره کرد و همچنین افزود: آن لشکر، جزیره بوارین تا ابتدای جزیره ماهی (فیاضیه) را تصرف کرد.
نعمتی آن عملیات را عملیاتی فریبی خواند و همچنین گفت: دشمن بعثی تصور می‌کرد رزمندگان ایران به سمت بصره هجوم می‌برند و همچنین با آن ترفند عملیات تصرف فاو با موفقیت انجام شد.
او همچنین به انجام عملیات کربلای چهار در دی سال شمسی ۶۵ در منطقه نهر خین اشاره کرد و همچنین افزود: دشمن توسط ماهواره‌های آمریکایی عقبه ما را شناسایی کرده بود ولی رزمندگان و همچنین غواصان دلیرمرد ایرانی از نهرها گذشتند و همچنین دژ دشمن را درهم شکستند.عملیات کربلای ۵ هم اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در دنیا نمایان ساخت.
یادمان شهدای نهر خین و همچنین شهرک ولیعصر(عج) در سه کیلومتری شهرستان خرمشهر در منطقه شلمچه قرار دارد.
بسیجیان عاشق و همچنین محبان اهل بیت(ع) در آن یادمان با را‌ه‌اندازی ایستگاه‌های صلواتی از میهمانان نوروزی و همچنین کاروان‌های راهیان نور پذیرایی می‌کنند.
در آن یادمان نمایشگاه کتاب پایداری با ۱۰۰ عنوان کتاب در خصوص دفاع مقدس در معرض دید عموم قرار گرفته می باشد.

====================

پل نهر خین :

شب عملیات کربلای ۵ بود . ماموریت تیم انفجارات ما انهدام خاکریز دشمن بر روی نهر خین بعد از انداختن پل روی رودخانه بود . نهر خین که در کنار شهرک ولی عصر خرمشهر قرار دارد ، بعلت عرض ۳۰ متریش به خط ۳۰ متری معروف بود . یعنی خاکریز ما آن طرف نهر و همچنین خاکریز دشمن آن هم طرف قرار داشت و همچنین ماموریت لشگر امام و پیشوا رضا (ع) عبور از آن نهر و همچنین تصرف جزایر بوارین و همچنین ماهی بود . عکس از حدود یکماه قبل از عملیات ، بچه های تخریب تونلی از زیر خاکریز خودمان تا نزدیک آب رودخانه حفر کرده بودند که بچه های غواص با عبور از آن تونل و همچنین گذشتن از نهر خین و همچنین زدن معبر در سیم خاردارها و همچنین مین های روی خاکریز دشمن ،بتوانند با از بین بردن کمینهای آنها ، خط را بشکنند و همچنین متعاقب آن هم بچه های مهندسی پلهای خیبری را که قبلا بطول ۳۰ متر به هم وصل کرده بودند ، بر روی پل بیندازند و همچنین راه عبور گردانهای خط شکن وعملیاتی را باز کنند .
همچنین ماموریت تیم انفجارات ، عبور از آن پل و همچنین انهدام تکه ای از خاکریز دشمن بود که رزمندگان خط شکن با عبور از داخل آن خاکریز بریده شده بسرعت وارد کانالهای دشمن شده و همچنین از تیررس دشمن محفوظ بمانند .
ماموریت ابتدایی و اولیه انفجار ماده منفجره ۴۰ پوندی خرج گود بر روی خاکریز دشمن بعهده من بود . همچنان که خرج گود ۴۰ پوندی را در بغل گرفته و همچنین پای خاکریز کوچکی که مشرف به نهر خین بود نشسته بودم ، منتظر استقرار پل و همچنین حرکت از روی آن هم بودم . عملیات شروع شده بوده غواصها وارد آب شده و همچنین از نهر قبل بودند . آتش خیلی زیاد شدید و همچنین بی امان دشمن و همچنین توپخانه خودی به همراه غرش سهمگین مسلسلها و همچنین دوشیکاها و همچنین آرپی چی ها و همچنین بوی انفجارو باروت و همچنین آتش فضا را آغشته بود . گلوله تفنگ های آتشین رسام از همه طرف بر سرمان با ریدن گرفته بود . در آن موقعیت ، بچه هایی که مسئول استقرار پل بودند حرکت کرده و همچنین یا علی گویان پل را به سمت رودخانه می آوردند . در زیر نور منورها ، چشمم به چهره بر افروخته و همچنین زیبای یک بسیجی ۱۳ – ۱۴ ساله افتاد که یا زهرا می گفت و همچنین زیر پل را گرفته و همچنین بعلت کمی سن و همچنین کوتاهی قد از آر پی جی اش کمک گرفته بود .
در آن لحظات خیلی زیاد حساس و همچنین خطر ناک که حدود ۵۰ فرد یا شخص بسیجی پل را می آوردند ، ناگهان تیربار چی عراقی متوجه شد و همچنین با شلیک یکریز و همچنین وحشیانه ، تمامی نیروها را که جان پناه هم نداشتند زیر رگبار سنگین خود گرفت که تعدادی از آن هم عزیزان بلافاصله روی زمین افتادند و همچنین پل هم رویشان افتاد . در آن موقع با فریاد بسیجی یا زهرا گو و همچنین آتشی که از پشتش زبانه می کشید دیدن کردیم که گلوله تفنگ ای مستقیما به خرجهای آرپی چی که داخل کوله آرپی جی پشت بسیجی قرار داشت ، اصابت کرده و همچنین یکی از خرجها آتش گرفته می باشد. رزمنده ۱۳ – ۱۴ ساله بسیجی به زمین افتاد و همچنین می غلتید و همچنین فریاد میزد خاموشم کنید . بلافاصله دو سه نفری به سمتش دویدیم و همچنین با سیم چین ویژه تخریب هر کاری کردیم نتوانستیم کوله آرپی جی را باز کنیم .
او به خاطر آنکه کوله اش موقع عملیات باز نشود و همچنین سرو صدا نکند آن هم را با بند پوتین و همچنین سیم تله بقدری محکم بسته بود که با تلاش ما ، باز نمیشد. در آن موقع ناگهان خرج آر پی جی دوم تیر با آتشی شدید ، شعله کشید . به یکباره از دورش دور شدیم . بعد از فرو نشستن شعله دوباره به سمتش دویدیم تا خاموشش کنیم و همچنین او همانطور که روی زمین غلت میزد و همچنین فریاد میکشید ، کم کم رمقهای آخرش را نیز از دست می داد . بوی گوشت و همچنین پوست سوخته ، همه فضا را آغشته کرده بود. در آن موقع خرج آرپی جی سوم نیز با شعله ای سرکش آتش گرفت و همچنین بدن بسیجی یا زهرا گو را در میان خود محو کرد و همچنین ما تنها و فقط نظاره گر سوختن تدریجی بدن پاک او بودیم که میان بهت و همچنین ناباوری ما ذره ذره سوخت و همچنین روح مطهرش به معراج پر کشید .

====================

خیّن نهری می باشد در در نزدیکی روستای خیّن در غرب خرمشهر و همچنین جنوب نهر عرایض که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا می‌کند. نهر خین در مجاورت پاسگاه مرزی خین قرار دارد و همچنین ۵/۲ متر عمق و همچنین بین ۸ تا ۳۰ متر عرض آن هم متغییر می باشد و همچنین در تنومه عراق به شط‌العرب می‌ریزد. قبل ازآغاز جنگ، ارتش عراق جهت مسلح نمودن عوامل خود در خرمشهر مرتباً در حاشیه آن نهر به تخلیه سلاح می‌پرداخت. با آغاز جنگ تیپ۲۰ لشکر۵ پیاده-مکانیزه  ارتش عراق در مورخ ۳۱/۶/۱۳۵۹ در کنار نهر خین آرایش تهاجمی به خود گرفت و همچنین آن درحالی بود که از روزهای قبل پاسگاه خین زیر آتش دشمن قرار داشت و همچنین نیروهای ژاندارمری به کمک نیروهای مردمی در آن پاسگاه مقاومت می کردند. در سومین روز جنگ آن پاسگاه تخلیه شد و همچنین مدافعین در محدوده پل نو موضع گرفتند. در جریان آزادسازی خرمشهر خین یکی از محورهای وارد شدن به شهرستان بود و همچنین در عملیات والفجر۸ نیز تلاش پشتیبانی قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در محدوده آن هم صورت گرفت. در عملیات کربلای۴ آن منطقه شاهد سنگین‌ترین درگیری خود در طول تاریخ بوده می باشد به طوری که شهدای بسیاری در آن هم به شهادت رسیدند. نهر خین با انواع موانع شامل نبشی‌های ضربدری و همچنین سیم‌خاردارهای حلقوی و همچنین انواع میادین مین و همچنین موانع خورشیدی مانع خیلی زیاد جدی جهت عبور رزمندگان در عملیات‌های کربلای ۴ و۵ محسوب می‌شد. عبور از منطقه باتلاقی و همچنین لجن‌زار و همچنین نفوذ به دژ جنوبی نهر خین با ارتفاع ۵/۲متر و همچنین عرض۶ مترکه در وسط آن هم کانالی بتونی با مهندسی پیچیده ساخته شده بود و همچنین اطراف آن هم سنگرهای نگهبانی و همچنین کمین ضد گلوله تفنگ تعبیه شده بود که آرپی‌جی هم اقتدار و قدرت تخریب آن هم را نداشت و همچنین انواع جنگ افزارها از قبیل توپ ۱۰۶، آرپی جی ۱۱ و همچنین چهار لول ضد هوایی از آن هم محافظت می‌کردند عملاً کاری غیر ممکن بود. با آن حال رزمندگان در عملیات کربلای ۴ در نبردی شجاعانه به دشمن خسارات و همچنین تلفات فراوانی وارد نموده و همچنین حتی عده‌ای از رزمندگان از نهر خین گذشتند. ولی باید توجه داشت در نهایت به دلیل لورفتن عملیات و همچنین حجم خیلی زیاد سنگین آتش دشمن، فرماندهان دستور توقف عملیات را صادر نمودند. با اطلاعات و همچنین تجارب به‌دست آمده در آن عملیات، آن منطقه در عملیات کربلای ‌۵ آزاد شد.

====================
   
نهر خین کجاست؟؟؟

از پل نو به طرف شلمچه، کمی که جلو می‌روی، سمت چپ تابلوی نهر خین را می‌بینی، نهری که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا کرده می باشد. آن رودخانه کوچک، در آن بیابان دور افتاده، دروازه ای از بهشت می باشد که آن دروازه را خیلی ها دیده اند، ولی باید توجه داشت دیگر برنگشته اند، تا به تو بگویند که در آن جریان آرام چه دیده اند؟ و همچنین در صورتی که تو اهلیت داشته باشی شاید با تو بگویند!
کمی که توی جاده جلوتر بری به یه مسجد در سمت راست بر میخوری که دور اون خرابه ها و همچنین خاکریزهایی پیداست که من عاشقشم که در صورتی که توهم بشنوی داستاناشو عاشقش میشی که انشالله توی پستهای بعدی مفصل بهتون توضیح میدم
بعد از مسجد دیده بانی جلوتر که بریم میخوریم اول یادمان خین که با وارد شدن به خاکریز دو جداره و همچنین عبور از کانال میرسیم روی دژ که چندتا عکس از او براتون میزارم
تا بعد به امید دیدار.برا فرج آقامون و همچنین رهبر عزیزمون دعا کنید.یاعلی

=================================================

%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87 %D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C %D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82 %D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C 1 یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای 4 و 5    %D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C %D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82 %D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C %D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87 %D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8 91 3 یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای 4 و 5

طبقه بندی:
منطقه ها و مناطق عملیاتی(یادمانها)
، 

منبع
شهدای۸ سال شمسی دفاع مقدس : یادمان نهر خین ، مقتل شهدای عملیات کربلای ۴ و همچنین ۵

مطلب پیشنهادی

خاطرات همسران شهدا دفاع مقدس کامل کننده این دفاع است

خاطرات همسران شهدا دفاع مقدس کامل کننده این دفاع است آیین رونمایی از کتاب «گلستان …